مرگ آخرین اهریمن

مردان ذلیلِ با شمایلِ شبزده

از پیکرِ افتاده به خونِ ایستاده‌گان می‌ترسند،

مردان ذلیلِ با شمایلِ شبزده

از آوازهای عاشقانهٔ زنان می‌ترسند.

زیرِ سایه‌های سنگین شب،

در دلِ دهکده‌ها و کشتگاهان

در شهرها و دامنه‌های بلندِ کوهستان‌

همه از مرگِ آخرین اهریمنِ زمانه سخن می‌گویند،

اهریمنی که امیرالمؤمنینِ لشکرِ رجاله‌های رُعب و وحشت است.

امیرالمؤمنین مرده است

در ترنم زایندهٔ باران‌ها،

در زمزمهٔ آب‌های رو به مزرعه‌های خشکیده

در دل‌هایی که پیوسته برای آزادی می‌تپند،

 در ترانه‌هایی که امید می‌سرایند.

امیرالمؤمنین مرده است

با سیمای پنهان

زیرِ ردای فتواهای پوسیده.


عزیزالله ایما

بیان دیدگاه